-

خودمختاری بلوچستان با نهضت عدالت بلوچستان و سازمان جیش العدل

image
10 سپتامبر 2016
آینده سیاسی ما و یا ما و آینده سیاسی ،عنوان موضوعی است که ما به آن می پردازیم. مطلبی که از اهمیت خاصی برخوردار است و مهمترین مسئله در رابطه با آینده ماست ، سرنوشت ملت بلوچ به این پرسش و رسیدن به پاسخ درست و قدم گذاشتن درمسیر پاسخ بصورت عملی را می جوید.
برای باز کردن موضوع و پرداختن به این مسئله بنده بصورت کوتاه،واضح و روشن چند نکته را یادآوری نموده و امید است مردم ما بر روی این موارد تامل کنند.
همه ما می دانیم که دو حکومت گذشته و امروزی،رژیم پهلوی و رژیم خمینی دو حاکمیت استبداد با دو حس مشترک که سرچشمه از نژادپرستی ملی و فاشیسم مذهبی برخوردار و نوع حکومتها نیزبسته و مستبدانه بوده و هیچ غیر فارس غیر شیعی در اداره امور سیاسی ،اقتصادی،نظامی و امنیتی آن شریک نبوده و حکومتهای متمرکزی بوده اند.
بعبارتی دیگر ستم بر غیر فارس در رژیم گذشته از نژادپرستی ملی و در رژیم فعلی از هر دو جنبه نژادپرستی ملی و فاشیسم مذهبی صورت گرفته است،اگر بپذیریم که در آینده یک رژیم غیر مذهبی نیز بر سرکار خواهد آمد اما نمی توان از آن حس نژادپرستی فارسی رهایی یافت.
این مسئله بسیار حایز اهمیت است.ونژادپرستی حسی است خود برتر بینانه که در خون فارس ها وجود دارد،و در طول تاریخ پر فراز و نشیب این ملت همیشه همراه بوده و متاسفانه جزء مصیبت بر ملت های دیگر چه در چارچوب جغرافیای ایران و چه خارج از جغرافیای ایران مصیبت و بدبختی را ببار آورده است. چون موضوع بحث ما داخلی است و در مورد آینده ایران و سرنوشت خود صحبت می کنیم بنابراین فقط اوضاع داخلی را مد نظر می گیریم و کاری به سیاست خارجه آن نداریم.
ما ملت بلوچ همسان و بمانند ملیت های دیگر چون کردها،عرب ها،ترکمن،و آذری و غیره همیشه تحت ستم ودر جغرافیایی سرزمینی،دین،عقاید و وباورها،فرهنگ و تاریخ و تمدنمان در سایه حکومت فارسها همیشه در معرض خطر و مورد یورش و هجوم ناخواسته و نژادپرستانه قرار داشته و به همین دلیل هیچ حق و سهمی را برای ما متصور نبوده و نیستند.و به بهانه ها و اشکالات گوناگونی همیشه ما را مورد سرکوب و ستم قرار داده اند و وضعیت امروز ما ملیت های غیر فارس و خصوصا ما ملت بلوچ به وضوح بیانگر دشمنی آنان با ملت ماست.محرومیت،تبعیض،سرکوب،نابودی تاریخ و هویت ملی و سرزمینی،تجزیه خاک مادری،عدم هر گونه مشارکت ملی در سطح اداره کشوری و یا استانی،فشار و سرکوبهای مذهبی،نابودی زبان و عدم اجازه تدریس و تالیف و تدوین زبان مادری در داخل کشور،توسعه نیافتگی و غیره از جمله اهم ستم هایی هاست که بر ما روا داشته اند.
در رژیم پهلوی حس نژادپرستی و خود بر تر بینی و خودخواهی موجب ستم گشت و در رژیم فعلی هر دو حس نژادپرستی ملی و فاشیسم مذهبی چون شمشیری دولبه و تیز مسیر سرکوب را در پیش گرفته است.
یعنی تحت هیچ شرایطی این حس نژادپرستی ملی از خون فارس خارج نخواهد شد و در دشمنی با غیر فارس کوتاه نخواهد آمد و تاریخ این را اثبات نموده است. با این وجود اگر همچنان مردم غیر فارس و خصوصا ما بلوچها نسبت به اینده خویش بی تفاوت باشیم و چون فارسها به موضوع ستم و تغییر بنگریم نتیجه این میشود که در آینده نیز حکومت به دست فارسها خواهد افتاد و روز از نو و روزی از نو،یعنی باری دیگر ما گرفتار و در جایی قرار خواهیم گرفت که در گذشته قرار داشتیم.
برای نجات چاره ای دیگر نداریم جزء اینکه سرنوشت سیاسی خویش را خودمان در دست گیریم ،گزینه دومی وجود ندارد جز اینکه قدرتمند شویم و با تشکیل یک قدرت سیاسی و نظامی قوی ستم موجود را دفع ومانع از ستم ملی و یا مذهبی در آینده گردیم. ” آینده ایران “
 برنامه  آینده ایران(تعریفی از نوع سیستم ) که از نظر خلق های تحت ستم موثر و مفید است و نیاز مبرم به آن داریم مبارزه برای اجرای برنامه اداره فدرال ایران می باشد ،که می تواند پایانی برای استبداد،تمرکز قدرت و در مجموع پایانی برای ستم باشد .
از نظر ما خلق ها تنها یک ایران فدرال غیر متمرکز می تواند ایرانی برای همه ایرانیان باشد که از حقوق مساوی و قدرت سیاسی مساوی در اداره امور کشور بهره مند می گردند و این به خوشحالی و پیشرفت ایران کمک می کند. و برای همین منظور خلق های تحت ستم دور این پلاتفرم گرد هم آمده و مبارزات خود را شروع کرده اند. از نگاه دوم هستند احزابی که برای استبداد از نوع دینی و غیر دینی آن تحت عنوان  قدرت متمرکز در حال تلاش و مبارزه هستند.مانند سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبان.
این دو حزب مخالف سیستم فدرال و سهیم شدن خلق ها در قدرت سیاسی کشور هستند و نظریه آنان تفاوتی با نظریه رژیم پهلوی و خمینی ندارد.و تاکنون در طول این بیش از سی سال نیز با خلق های تحت ستم به توافقی دست نیافتند ویا بهتر است بگوییم هنوز هیچ نشست و روشنگری در مورد برنامه های خود با خلق ها نداشته و دعوتی نیز بعمل نیاوردند و حکومت آینده را از آن خود و برای خود می دانند.یعنی در حال حاضر نیز از خلق ها گریزانند و استبداد حزبی ،نژادی را حفظ کرده و بر آن اصرار می ورزند و شعاری را که سر می دهند دقیقا ادامه برنامه پهلوی و خمینی است که فدرالیزم به تجزیه ایران ختم می شود.
اما این استبداد و سیستم حکومت یکپارچه قدرت است که موجب تجزیه می شود و فدرالیزم چیزی تازه و نوبنیاد و ناشناخته نیست که از آن هراس داشت و شکل عملی آن در بسیاری از کشورهای جهان پیاده شده ومردمان ان کشورها به اتحاد ملی دست یافته و هیچ گونه بحثی از تجزیه طلبی در این کشورها نیست .
سهیم شدن همه خلق ها در اداره امور کشور با حقوق برابر چیزی است که فدرالیزم ان را تضمین می کند ،اما متاسفانه حس نژادپرستی و خود برتر بینی فارسها مانع از آن میشود که خلق های بلوچ ، کرد ، عرب ، ترکمن ؛ اذری و غیره چون انان دارای سهم برابری باشند.
با این توضیح ما ملت بلوچ باید مسیر اینده سیاسی خویش را عاقلانه مشخص نماییم تا پس از رژیم فعلی مجددا باردیگر در شرایط فعلی قرار نگیریم.
ما به دو صورت اما به یک هدف می توانیم آینده سرنوشت سیاسی خویش را در دست گیریم .
 ما در وهله اول مبارزه ای راهماهنگ با شعارو خواسته های دیگر خلق ها، با شعار فدرالیزم برای ایران شروع واما با فدرالیزم که شکل عملی آن رسیدن به حق آزادی های نسبی است ، شکل خودمختاری آن را می خواهیم.یعنی شعار ما ملت بلوچ فدرالیزم برای ایران و خودمختاری برای بلوچستان است.
چنانچه که ما فدرال خواهان بطور کلی توانستیم شرایط را تغییر دهیم بالطبع خودمختاری بلوچستان در اولویت خواسته های ماست،و این بدان معناست که چون ایران در گذشته آشنایی با حکومت فدرال نداشته و فراز و نشیب های بسیاری را باید پشت سربگذارد تا برنامه فدرال جایگزین ان شود ، خودمختاری تنها شکل  عملی آن برای استقرار و اجراست.
اما اگراحزاب تمامیت خواه یا همان احزاب سرتاسری،آینده ساختار سیاسی کشور را در دست گرفتند ،تقاضای خودمختاری ما همچنان پابرجاست. با توجه به این موضوع هم خودمختاری بلوچستان اهم خواسته ماست.خودمختاری ثمر مبارزات پیروزی ما خلق بلوچ است،بدون برنامه خودمختاری هیچ تضمینی برای آینده یک ایران آزاد وجود ندارد .بدون خواست خودمختاری نتیجه ای جز برگشت به گذشته وجود ندارد ،به گونه ای که ما خلق ها در براندازی رژیم پهلوی از خود مایه گذاشتیم و نتیجه قبضه قدرت توسط رژیم و برنامه رژیم خمینی نابودی و سرکوب ما خلق ها را در بر داشت و این روند همچنان ادامه دارد.
بنابراین ما در نهضت عدالت بلوچستان و سازمان جیش العدل با توجه به آینده روشن برنامه خودمختاری بلوچستان را ادامه داده و این روند مبارزه را کارآمدترین روش برای بدست گرفتن آینده سیاسی خود می دانیم.
برنامه ای که مورد حمایت و خواست ملت ماست .بنابراین ملت بلوچ تحت هیچ شرایطی از این حق مشروع خود عقب نشینی نخواهد کرد،واتحاد خلق ها موثرترین برنامه برای رسیدن به حقوق برابر و تشکیل ساختار سیاسی ایران خواهد بود،ساختاری که یک فارس به همان اندازه سهم می برد که یک بلوچ و کرد و عرب و ترکمن و اذری سهم می برد.
محمود بلوچ
10 سپتامبر 2016 برابر با 20 شهریور 1395
WordPress Image Lightbox