-

زندگی نامه شهید مولانا ابراهیم دامنی (رح)مبارزی نستوه و بزرگ از خطه بلوچستان

image
11 ژوئن 2016

جنایت بر علیه اهل سنت سیاستی نهادینه شده در فطرت حاکمیت است.
یکی از سیاستهای دولت سرکوب علمای اهل سنت است . علما در نزداهل سنت از مکانت و منزلت خاصی برخوردار هستند و اردات مردم به علما ارادتی وصف ناشدنی است..
وابستگی علما و مردم و اتحاد بین این دو _اما حاکمیت را نگران کرده ،چرا که اجرای برنامه های شوم بر علیه اهل سنت نیازمند عدم وجود رهبران مذهبی آگاه و مبارز است.
و به همین علت از ابتدای انقلاب ، علمای اهل سنت ایران را به روشهای مختلف از قبیل زدن آمپول در بیمارستان، سم دادن ، دستکاری ماشین، تصادف، ترور و زندان از صحنه سیاسی مذهبی خارج کرده تا بهتر بتواند به اهداف ننگینش برسد. تبعیض و جنایت بر علیه اهل سنت و ممانعت از حقوق مذهبی ظلمی مضاعف در کنار تبعیضات و تضیعع حقوق ملی است. اهل سنت در طول تاریخ ننگین رژیم جمهوری اسلامی همیشه با شعار سکوت در برابر جنایت و مصلحت سعی در حفظ رواداری و مدارا بوده ،اما سکوت چون از حد بگذرد از نگاه دشمن ضعف قلمداد شده و منجر به فشارهای بیشتر می گردد. گرچه جامعه مبارز و مصلحت گرا در پاره ای از نظرات متفاوت از هم هستند و عمل می کنند اما در یک گزینه موافق هم هستند و ان در دشمنی رژیم با اهل سنت است .بلوچستان،اين پهنه خاكي همواره و در هر عصر و زمانه شاهد مرداني بوده كه با قلبهای پاك و آكنده از عشق الهي بشريت را از تلاطم امواج فتنه هاي شرک ، ظلالت و گمراهي نجات داده و به كشتي نجات و شاهراه هدايت رهنمون مي سازند .
مولانا محمد ابراهيم دامني « رحمه الله تعالي » از جمله معدود مرداني بود كه خطه بلوچستان ايران به وجودشان مي بالد مولانا دامنی به حق گویی و صراحت لهجه شهرت داشت . ايشان با وجود خوي نرم و مهربان خويش هرگاه مي ديدند كه حقي پايمال مي گردد با شجاعت تمام به دفاع از آن مي پرداختند و در خصوص مسائل عقیدتی و دفاع از حریم اصحاب و یاران پیامبر اکرم صلی اله علیه و سلم بسیار با لحنی قاطع سخن میراند طوری که چندین بار مورد بازخواست ماموران اطلاعاتی دولت شده بود. هنگامی که نتوانستند ایشان را از سخنرانی های شفاف و روشنگرانه دور کنند به بهانه سخنرانی علیه امنیت ملی بازداشت شدند.
زندان مکتب فکر استاد شده بود با وجود تمام فشار های زندان استاد لحظه ای هم از موضع خود عقب نشینی نکردند و این امر موجبات خشم مقامات را ایجاد کرده بود و بارها از طرف آنها تهدید به اعدام شده بود. تا اینکه به جرم تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به 15 سال زندان محکوم میشوند. که پس از مدتی نزدیک به دو سال بنابر فشارهای که بر مسئولین وارد میشد ازاد شدند.
اما حضرت مولانا نه تنها از مواضع خود عقب نشینی نکرد بلکه با صراحت بیشتر به روشنگری های خود ادامه داد و از عقیده و آرمان اهل سنت و الجماعت دفاع کرد تا اینکه مجددا دستگیر و بار دگر 8 سال از عمر گرانمایه خود را در تاریکی های زندان به سربردند.
ایشان مجموعا بیش از 10 سال نزدیک به یک سوم عمر پر برکتشان را در ایران پشت میله‌های زندان رژیم گذراندند ولی هرگز حاضرنشدند از موضع خود حتی یک قدم عقب نشینی کنند ویا ازحق گوئی باز آیند.

هنگامی ‌که دسیسه گران از مقابله با کوه استقامت وپایمردی عاجز شدند طی یک برنامه ریزی مذموم وبزدلانه این عالم ربانی وحقانی را برای همیشه از جامعه اهل سنت ایران گرفتند. پیش ازنماز ظهر ۲۴ ربیع الثانی ۱۴۲۲ه.ق بود که خبر تصادف و درگذشت مولانامحمد ابراهیم دامنی ویکی از همسفرانش به گوش مردم رسید. خودروی حامل مولانا چگونه منحرف به چپ شد ودر جاده‌های شهرستان سرباز چه گذشت؟ کسی در اینمورد اطلاع دقیقی ندارد. اما آنچه دربیمارستان گذشت همه از آن در ایرانشهر با خبرند.
به گفته افراد حاضر در بخش اورژانس بیمارستان مرکزی شهرستان ایرانشهر علامه محمد ابراهیم دامنی (رح) بعد از تصادف حالشان بسیار خوب بود وبه ظاهر اثر زخم وجراحتی نیز مشهود نبود. فقط جناب مولانا از درد جزئی وداخلی درناحیه سینه وشکم رنج می‌بردند که جهت مشخص نمودن وضعیت به بیمارستان خاتم الانبیاء منتقل می‌شوند. پس از انتقال به بیمارستان اقوام و دوستان نزدیکشان را هم اطلاع می‌دهند. وقتی دوستان وخویشاوندان علامه شهید دامنی دیوانه وار به بیمارستان می‌رسند می‌بینند حالشان رضایت بخش است ولی “پزشکی به ظاهر دلسوز” اصرار داشت که باید به ایشان آمپولی تزریق شود!! وقتی اطرافیان موافقت می‌کنند پزشک اصرار می‌کند اطاق را تخلیه کنید ومن باید تنها باشم. دوستان وخویشاوندان می‌گویند نیازی به تخلیه اطاق نیست، درحضور ما آمپول تزریق کن. اما پزشک انکار می‌کند و پس از دعوای لفظی طرفین، بالاخره اطرافیان علامه شهید دامنی از اطاق بیرون می‌آیند. بعد از تزریق آمپول وقتی معتمدین وبعضی از روحانیون ایرانشهر به اطاق باز می‌گردند متوجه می‌شوند مولانا دامنی به جای بهتر شدن حالشان خراب شده ولحظه به لحظه آثار بیماری خطرناک برچهره ایشان ظاهر می‌شود ومولانا دامنی مرتب کلمه شهادت را بر زبان می‌آورند و رنگ چهره شان سیاه گشته است. پس از چند لحظه بزرگترین مبارز جامعه اهل سنت ومولف ومترجم چندین کتاب وسخنور شجاع در کمال مظلومیت از این جهان رخت سفر می‌بندند. ومحبان دل سوخته شان را با چشمانی اشک بار ودلهائی شکسته پشت سر می‌گذراند. و آن پزشک قصاب هم برای همیشه توسط نیروهای امنیتی از ایرانشهر خارج می‌شود.
اميد است با مطالعه سيرت بزرگاني همچون مولانا دامني ـ رحمه الله تعالي ـ درس شجاعت ، دليري و حق گويي و صراحت لهجه را از مكتب ايشان بياموزيم و زندگي خويش را در پرتوي زندگي آنها پيش ببريم و با آگاهی مانع از از دست دادن چنین بزرگمردانی گردیم.آگاهی تنها عامل برخورد با جرم و جنایت است.

WordPress Image Lightbox